نميدونم چرا هميشه از بحثهايي كه در مورد زنان ميشد گريزان بودم.هنوز هم همينطورم و دوست نداشتم در تشكلهايي كه مخصوص زنان است عضو شوم.البته چرا دروغ! از خاله خانباجي هاي داخل اين تشكلها خوشم ميومد.
مثلا اين كمپينگ يك ميليون امضا به نظرم چيز مسخرهاي بود.البته من نظر خودمو ميگم و شديدا به نظر دوستاني كه به اين كمپينگ اعتقاد دارند، احترام ميگذارم.به نظر من امضا كردن و تجمع و دو تا شعار دادن تو خيابانها فقط كم كردن از ارزش زنان است . هيچ زماني نفهميدم چرا ما زنان اصرار داريم كه حتما يه فرقي ميان ما و مردان هست و با اين حرفها ارزشهاي خودشونو زير سوال ببرند.
در مورد حق طلاق يك مثال ميزنم: داشتن حق طلاق از طرف مرد الان به يه معضل براي زنان به اصطلاح فعال تبديل شده. به نظرم همين سطحي نگريهاي فعالان زن باعث شده كه حق طلاق در چشم مردان بزرگ جلوه كنه و از آن به عنوان ابزاري براي تهديد زن استفاده كنند. من و همسرم در اين مورد با هم به توافق خوبي رسيديم.به جاي مهريههاي آنچناني كه برخي زنان فكر ميكنن ضامن استحكام و خوشبختي آنهاست، مهريه كمي تعيين و به جايش حق طلاق به من هم داده شد.
به نظرم مشكل از زنان ماست نه از قوانين.خواستگار كه مياد انگار تا به حال تو عمرشون سكه طلا نديدند و فكر و ذكرشون به جاي پيش بيني آينده به تعداد سكهها مشغول ميشه و بعد يك سال زندگي كه ميفهمه چه بيخود سر سكهها چونه زده ياد حق و حقوق اجتماعيش ميفته و تجمع و داد و قال كه ما با مردان برابريم.
خواهر من اگه به جاي سكه به حق و حقوقت فكر كرده بودي، وضعيت اين طور نبود و هيچ كمبودي نسبت به همسرت احساس نميكردي و شخصيت زن ايراني را در خيابان لگد مال نميكردي.
البته در مواردي استثنا هم هست كه در قوانين به زنان ظلم شده است اما به نظرم با درايت زنان و نه هيجانات الكي اينها هم حل شدني هستند.
مثلا اين كمپينگ يك ميليون امضا به نظرم چيز مسخرهاي بود.البته من نظر خودمو ميگم و شديدا به نظر دوستاني كه به اين كمپينگ اعتقاد دارند، احترام ميگذارم.به نظر من امضا كردن و تجمع و دو تا شعار دادن تو خيابانها فقط كم كردن از ارزش زنان است . هيچ زماني نفهميدم چرا ما زنان اصرار داريم كه حتما يه فرقي ميان ما و مردان هست و با اين حرفها ارزشهاي خودشونو زير سوال ببرند.
در مورد حق طلاق يك مثال ميزنم: داشتن حق طلاق از طرف مرد الان به يه معضل براي زنان به اصطلاح فعال تبديل شده. به نظرم همين سطحي نگريهاي فعالان زن باعث شده كه حق طلاق در چشم مردان بزرگ جلوه كنه و از آن به عنوان ابزاري براي تهديد زن استفاده كنند. من و همسرم در اين مورد با هم به توافق خوبي رسيديم.به جاي مهريههاي آنچناني كه برخي زنان فكر ميكنن ضامن استحكام و خوشبختي آنهاست، مهريه كمي تعيين و به جايش حق طلاق به من هم داده شد.
به نظرم مشكل از زنان ماست نه از قوانين.خواستگار كه مياد انگار تا به حال تو عمرشون سكه طلا نديدند و فكر و ذكرشون به جاي پيش بيني آينده به تعداد سكهها مشغول ميشه و بعد يك سال زندگي كه ميفهمه چه بيخود سر سكهها چونه زده ياد حق و حقوق اجتماعيش ميفته و تجمع و داد و قال كه ما با مردان برابريم.
خواهر من اگه به جاي سكه به حق و حقوقت فكر كرده بودي، وضعيت اين طور نبود و هيچ كمبودي نسبت به همسرت احساس نميكردي و شخصيت زن ايراني را در خيابان لگد مال نميكردي.
البته در مواردي استثنا هم هست كه در قوانين به زنان ظلم شده است اما به نظرم با درايت زنان و نه هيجانات الكي اينها هم حل شدني هستند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 10:23  توسط مطهره شفیعی
|
