تبليغاتX
رهگذر - نذر حسینی

رهگذر

اجتماعی.سیاسی و...

چند روزه منم مثل تعطيلات رسمي عاشورا و تاسوعا تعطيل بودم چون چيزي براي نوشتن نداشتم و يا به حرمت امام حسين(ع) ترجيح دادم انتقادي نكنم.اما ديگه نمي‌تونم خودمو نگه دارم.

مامانم با يك انجمن كه ويژه بيماراي ام اسي است همكاري مي‌كنه يعني صبح علي الطلوع آژانس مي‌گيره به خونه بيمارا مي‌ره تا به اونهايي كه پول خريد داروهاي سرسام آورو ندارند،كمك كنه(خدا بهش اجر بده).

بعضي موقع ها چيزهايي از اين بيمارا تعريف مي‌كنه كه دل آدم مي‌ريزه و اشكش درمي‌ياد.چند وقت پيش مي‌گفت:مادر پيري چون از عهده نگهداري پسر جوونش كه بر اثر اين بيماري فلج شده بود،بر نميومد،جلوي چشماي اون مي‌گفت كه فردا پسرمو مي‌برم آسايشگاه مي‌ذارم.

مامانم مي‌گفت پسره با نگاهي غريب به مادر پيرش نگاه مي‌كرد اما هيچي نمي‌گفت.مي‌دونست كه فقر اين سرنوشتو براش رقم زده.

مامانم مورد ديگري رو تعريف مي‌كرد كه پدري براي شانه خالي كردن از بار خريد داروهاي گران قيمت زن و دختر مريضشو تو يك زيرزمين نمور و رطوبت زده ول كرده يا مردي زنشو براي اين بيماري طلاق داده(لعنت به اين نامردها)

قصدم از تعريف كردن اين قضايا اين بود كه مي‌خواستم بگم واقعا امام حسين راضيه كه ميليون‌ها تومان خرج نذري بشه در حاليكه برخي در فقر دست و پا مي‌زنن و خانواده‌هاي زيادي به اين دليل از هم مي‌پاشه؛به خدا گناه از اين بالاتر نيست كه وقتي مي‌تونيم با پولي دل يك خونواده رو شاد كنيم،اونو به حلقوم يك عده بريزيم كه هيچ وقت سر گشنه زمين نذاشتن.بخدا نذری واجب تر از درمون یک بیمار نیست.امام حسینم این نذرو قبول می کنه.

همین دیگه !!امسالم گذشت اما امیدوارم  سال دیگه نذرای حسین پسند داشته باشیم.

انتهای پیام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 15:53  توسط مطهره شفیعی  | 

تبلیغات رایگان