غربت ایسنا تو هفته های اخیر رو به خوبی احساس میکنم حتی غریب تر از غربت من تو اینجاست. هر روز خبرهای ضد و نقیض دل ایسنا و ایسناییها رو چرکین میکنه. دلم نمیخواد ایسنای ماتم زده رو ببینم، حتی اگه قراره تغییری ایجاد بشه خدا کنه در اصول و اعتقادات کلی همه ی ما کسانی که تو ایسنا کار می کنیم تغییری ایجاد نشه. راستی چه طلسمی ایسنا رو گرفت که هر چند وقت یکبار باید دلمون بلرزه : رفتن دکتر، شهادت قریب و دوست انجمنیمون اسماعیل عمرانی و حالا زمزمه کنار گذاشتن حاجی.
حاجی نادعلی زاده رو خیلی دوست دارم. اخلاق خاصی داره که اگه زودرنج باشی همون برخورد اول شال و کلاه میکنی و از ایسنا میری. اما دل حاجی اندازه دریاست که گاهی متلاطم میشه و زود به آرامش میرسه.
بالاخره کار همینه یکی میره یکی دیگه میاد. ترسمون برای از این به بعد هم درسته. چون ایسنا رو اندازه خودمون دوست داریم. اما دوستان بیاید منطقی فکر کنیم. احساس رو یه کمی گوشه نشین کنیم.
فقط دعا کنید ایسنا همون دختر بهشتی که دکتر ازش یاد میکرد بمونه.
یادداشت محمد تاجیک همکار سابق سرویس هنری و علی اصغر درباره ی ایسنا