تبليغاتX
رهگذر - خدا به من يه فرشته داده.مي‌دوني؟؟

رهگذر

اجتماعی.سیاسی و...

چند روز ديگه من و علی اصغر دومين سالگرد زندگي مشتركمونو جشن ميگيريم. دو روزه كه دارم به اين دو سال فكر مي‌كنم.روزهاي خوب و غيرخوبش.البته اون غير خوبهاشم تقصير خودمونه.مي‌تونستيم اونا رو هم خوب نگه داريم.

عجيبه و تاسف باره!! مي‌خوام يك اعتراف بكنم: من تازه بعد از دو سال ارزش به ارزش زندگيم پي بردم و دوست ندارم به راحتي از دستش بدم.خيلي برام جذابه كه دوستام بهم ميگن تو اين دو سال همون دختربچه ۲۱ ساله بودي كه به همه چيز فكر مي‌كرد جز زندگي مشترك. راست مي‌گن .بعضي موقع‌ها خودم هم باورم نميشه كه ديگه بزرگ شدم و صاحب خونه زندگي مستقلم.

همه خوبيهاي اين دو سال رو مديون يك فرشته هستم.فرشته‌اي كه بديهامو نديد و براي تداوم خوشحاليهام هر كاري كرد.فرشته‌اي كه بعد از ازدواج ديگه براي خودش نبود و خودشو وقف خوشحال كردن من كرد.فرشته‌اي كه تنهاييهاشو و غصه‌هاشو با خودش و تنها شاديهاشو با من تقسيم مي‌كنه.

علي‌اصغر به واقع تو اين دو سال همه كس و هم چيز من بود و هست.نمي‌دونم بابت خوشبختي كه خدا  به من اعطا كرد،چه جوري تشكر كنم؟فقط مي‌تونم بگم: خدايا شكرت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 16:50  توسط مطهره شفیعی  | 

تبلیغات رایگان