تبليغاتX
رهگذر -

رهگذر

اجتماعی.سیاسی و...

این روزا سوژه ای برای نوشتن ندارم یا اصلا دلم نمی خواد بنویسم.خیلی عصباین هستم.چرا آدمها اینطوریند؟خدا چرا آدمارو اینطوری آفریده.هر وقت به یکیشون دقت می کنی میبینی چقدر مکر و ریا توشونه.نمی خوام بگم من خوبم بلکه من از همه بدترم اما اگه یک کاری میکنم از روی سادگیمه نه بدجنسی.

یک نفر عقده داره بقیه رو تحقیر کنه.یه نفر دیگه می خواد پاشو رو شونه های دیگرون بذاره بره بالا و براش له شدن پایینی ها مهم نیست.یکی داره از سیری میمیره اون یکی حسرت یک لقمه نون داره.وااااااااای.خسته شدم از این جهان دو رو.

می خواستم به یک دوست جمله ای از شریعتی رو بگم که بارها بهش گفتم و اون خندیده اما بازم برات تکرار میکنم:خداوندا مرا کوچکوار گول خور کن اما بزرگوار گول زن نکن .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 14:56  توسط مطهره شفیعی  | 

تبلیغات رایگان