تبليغاتX
رهگذر - بايد تابوها را شكست

رهگذر

اجتماعی.سیاسی و...

 به اين تصوير نگاه كنيد.آرامش،عشق،مهر،ياس و......رو به ذهن متبادر مي‌كنه.چقدر دلم مي‌خواست جاي اين بچه باشم.يا حداقل آرامشش به من مي‌رسيد.اونم نه براي هميشه فقط براي يك روز ،نه يك ساعت هم خوب است.

نمي‌دونم توي اين شغل خبرنگاري چي هست كه هر كي واردش مي‌شه، طلسم ميشه.ديگه استراحت،عشق و آرامش براش معنا نداره .شغل  مقدسي داريم اما چقدر دلم مي‌خواست از محدوديت‌هاي انتشار خبر خلاص بشيم.امروز بچه‌ها با تعجب و خنده به هم مي‌گفتند حسين درخشان به تل آويو رفته.نمي‌خوام قضاوت كنم كه كارش درست يا غلط بوده اما هر چه باشه به قول خودش از  جواني آرزوي اين كار را داشته و خوشحالم كه يك همكار من بالاخره به خواسته خودش رسيده هرچند مي‌دونه كه بايد ناملايمات زيادي رو بعد از اين سفر تحمل كنه.

بحث من بر سر شكستن تابوهاست،همون كه خود درخشان هم روش تاكيد كرده. تا كي‌مي‌خوايم سوالاتمونو تو دلمون نگه داريم كه مبادا فلان وزير يا فلان رييس بهش بر مي‌خوره؟  خوب بر بخوره.چرا مي‌گن از فلان وزير نبايد بپرسي مدركشو از كجا آورده؟پس وظيفه من چيه؟چرا به من مي‌گن خبر نگار ؟

جدي براي حرفه خودم احساس خطر مي‌كنم. البته اين خودسانسوري تنها مربوط به رسانه‌اي كه من توش مشغولم نيست و ۹۰ درصد رسانه رو مبتلا كرده.جدي بايد يك فكر ي كرد و يك اسم ديگه براي شغلمون پيدا كنيم.خبربيار،روابط عمومي،ميرزا بنويس و....

                                                                                 

                        

                                                                       

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 17:8  توسط مطهره شفیعی  | 

تبلیغات رایگان