بالاخره سال يواش يواش داره تحويل ميشه.
امسال هم مثل پارسال بنده و همسر گرامي توفيق اجباري نصيبمون شده كه سال تحويلو تو ايسنا باشيم.براي همين سفره هفت سينمونو آورديم ايسنا اما ضايع شديم چون بچهها زودتر از ما سفره هفت سين چيده بودند.
سال ۸۴ پر از خاطرات تلخ و شيرين براي ما خبرنگارا بود.تلخ تر از همش شهادت دو تا از همكارامون بود كه هنوز داغش به دل تك تكمونه .بعد از اون رفتن دكتر فاتح براي ايسنايي ها گرون تموم شد.انتخابات رياست جمهوري ۳ تير هم چندان به مذاق خبرنگاراي مستقل خوش نيومد و هزار خاطره تلخ ديگه.
براي شخص من هم سال خوبي نبود.موقعيتهاي كاري خوبي رو از دست دادم.به پيشرفتي كه مد نظرم بود، نرسيدم و هزار كار ديگه كه بايد انجام ميدادم رو بي خيال شدم.
اميدوارم در سال ۸۵ به اهدافم برسم و همون مطهرهاي باشم كه خودم از خودم توقع دارم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 18:3  توسط مطهره شفیعی
|