سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل می گیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که کار ما باید انتظار باشد.درون هر چیز،در اعماق هستی نیرویی است که همه چیز را می بیند و می شنود که هنوز قادر به درکش نیستیم. هر آنچه امروز هستیم، از سکوت دیروز زاده شده.
زندگی همواره بیشتر از آنی به ما می بخشد که خود را سزاوارش می دانیم."
" جبران خلیل جبران"
احساسم درست بود، خبرنگار صنفی آموزشی ، سرپرست کمیته اطلاع رسانی حوزه.... و سمت های کوچک فعلی پاسخگوی روح افسار گسیخته من تو این مقطع نیست. یک احساس پوچی، چند وقته داره منو خفه می کنه . احساس سکون داره دیوونم می کنه .جایگاه من کجاست؟ از کدوم راه برم تا روحم آروم بگیره.نمی دونم.
این روزا خیلی کلافه هستم حتی رغبت کاشتن گندم برای سبزه سفره هفت سین رو هم نداشتم و خونه ام رو گردگیری نکردم .یادمه سالهاین قبل نزدیک عید شور و شوق عجیبی داشتم.شور زندگی نو،بوی لباس و کفش عید برام مزه خاصی داشت اما امسال تو یک فکرم:هجرت
هر جا می خواد باشه.فقط بتونم پیشرفت کنم.به این نتیجه رسیدم با سیستم فعلی تو کشور پیشرفت و پست و مقام ارزشی نداره.اینجا فرصتی برای بروز نداریم. می خوام یه جایی برم که از اول شروع کنم.همه چی رو. حتی شده افغانستان
