هر روزی که می گذره بی حوصله تر از روز قبلم و روزها رو برای رسیدن به سال نو می شمرم.نه اینکه خیلی منتظر عید باشم بلکه خیلی خستم.
احساس می کنم سال نو رو باید متفاوت تر شروع کنم.یک چیزی بهم می گه سال آینده وضعیتم از زمین تا آسمون با امسال فرق داره البته اگه نداشته باشه باید تلاش کنم که این تفاوت در جهت مثبت ایجاد شه.
راستی سال ۸۴ رو چه جوری گذروندیم؟الان ذهنم هنگ هنگه.هر چی فکر می کنم چیز خاصی یادم نمی یاد که تو این سال بهم گذشته باشه.اوضاع مملکتم که مثل همیشه یا قمر در عقرب بوده یا به قول بابابزرگم موش و خر و الاغ و پلنگ و قورباغه از یک ظرف آب خوردند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 19:31  توسط مطهره شفیعی
|
