امروز اول تیرماه شب سومین سالگرد ازدواج من و علی اصغر است.(همه دست)
سه سال پیش بود که منو و علی اصغر به عقد هم دراومدیم . شب خوبی بود . تو این سه سال اتفاقات خوب و بدی برامون پیش اومد که با کمک خدا تو شادیهاش سعی کردیم بقیه رو سهیم کنیم و اتفاقات بدش هم یه جوری گذروندیم.
تو این سه سال دوستای مشترک زیادی پیدا کردیم. دوستانی که تو مشکلاتمون باهامون بودن.
اما چرا دروغ ؟یه چیزی رو هیچ وقت فکر نمیکردیم. هیچ وقت به مخیله مون( درست نوشتم؟؟) رجوع نمیکرد که سومین سالگرد زندگی مشترکمونو تو باکو و دور از خانواده و دوستان جشن بگیریم.![]()
ایشالله صد سال دیگه هم به پای هم پیر شیم.
پ ن: آزاده دو روز بعد از گذاشتن این پست سوتیمو گرفت.خط اول نوشتم امروز اول تیرماهه. باید مینوشتم اول مرداد.شاید ذوق زده شدم.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 17:5  توسط مطهره شفیعی
|
